_منع عقل_

دلم لرزید؛ دستم به دنبالش در یک شب زنده داری اجباری.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

مثلِ

مثل وقتى که مى خندى 
مثل تمام پیاده روهایى که تند راه رفتى و لبخند زدى به تمام فکرهات
مثل تمام حرف هایى که باعث میشن مرغ پخته تو دیگ هم بخنده، تو که جاى خود دارى...
پ ن:مشبهٌ به با خودتون ( من ذهنمو منع نمى کنم اما با پاک کن میفتم به جونش)
  • ۹۵/۰۲/۰۳
  • Ba har

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی